سيد علي اكبر قرشي
270
قاموس قرآن ( فارسي )
دليل پيدايش سايه قرار داديم ، سپس بوسيلهء طلوع خورشيد ظلمت را به آسانى بسوى خويش گرفتيم . * ( « تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَظِلُّها » ) * رعد : 35 . بنظرم ظل در آيه بمعنى عيش و رفاه است چنان كه سابقا گفته شد . اهميت سايه * ( « وَالله جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً » ) * نحل : 81 . سايه يكى از نعمتهاى بزرگ خداوندى است . فكر كنيد اگر همهء اشياء مثل شيشه از نور آفتاب مانع نميشد تكليف انسانها و روئيدنيها در مقابل تابش آفتاب چه بود ؟ لذا در مقام امتنان فرموده : * ( « وَالله جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا » ) * . ظلم : بضم ( ظ ) ستم . اصل آن بمعنى ناقص كردن حق و يا گذاشتن شىء در غير موضع خويش است * ( « كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْه شَيْئاً » ) * كهف : 33 . هر دو باغ ميوهء خود را داد و از آن چيزى كم نكرد . طبرسى ذيل آيهء 35 بقره فرموده : اصل ظلم كم كردن حق است خدا فرموده * ( « كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْه شَيْئاً » ) * يعنى ناقص نكرد و بقولى اصل آن وضع شىء در غير موضعش است « من اشبه اباه فما ظلم » هر كه بپدرش شبيه باشد شباهت را در غير محلش نگذاشته آنگاه فرموده : هر دو معنى مطَّرد و معمول است . در صحاح و قاموس آمده : « الظَّلم وضع الشّىء فى غير موضعه » . در نهايه گفته : « اصل الظَّلم الجور و مجاوزة الحدّ » . راغب گويد : « الظَّلم عند اهل اللَّغة و كثير من العلماء وضع الشّىء فى غير موضعه . . . و الظَّلم يقال فى مجاوزة الحقّ . . . » . مأل اين معانى يكى است در قرآن مجيد بهر سه معنى آمده است در آيهء گذشته بمعنى كم كردن است ايضا در آياتى نظير : * ( « ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » ) * بقره : 281 . بقرينهء * ( « تُوَفَّى » ) * بمعنى نقصان است يعنى كسب هر نفس بى كم و كاست